قورباغه کر

 

 

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند : دیگر چاره ایی نیست .شما به زودی خواهید مرد . دو قورباغه حرفهای آنها را نشنیده گرفتند و باتمام توانشان کوشیدند تا از گودال خارج شوند.
اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید ?
به زودی خواهید مرد . بالاخره یکی از قورباغه ها تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد. اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد . بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ? اما او با توان بیشتری برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد و بالاخره از گودال خارج شد. وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟ معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند .

/ 4 نظر / 13 بازدید
سهیل خان

سلام دوست خوبم. ممنونم که لینکم کردین؟ منم شمارو بااسمی که خاستین لینکیدم. بازم بیا پیشم. مرسی.[هورا]

سارا

سلام عزیزم وب قشنگی داری البته که دوستای خوبی میشم اگه دوس داری من سوپرایز بلینک بیا پیشم و بگو با چه اسمی بلینکمت منتظرتم[چشمک][قلب][گل]

کوروش

سلام. اگه دوست داشتی منو با اسم کج خیال لینک کن بعد خبرم کن و بگو با چه اسمی لینکت کنم

موعود

سلام مینا جان وبلاگ زیبات رو خوندم مشخصه خیلی براش زحمت کشیدی ازت متشکرم ممنون که سر زدی نظرتون راجع به تبادل لینک چیه خواهر گلم؟ اگه خوشتون اومد رای بدین منتظرم..........[گل]