قضاوت


زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه،
زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:
لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید
پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را
برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه
حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به
همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس
شستن را یادش داده.."
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!




زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه
می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه‌کردن هستیم بستگی
دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه
چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای
قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
مادر

سلام ازاینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم وبلاگ بسیار زیبایی دارید ومطلبتون هم خیلی جالب بود فکر نمی کردم اینطور تمام شود . با تبادل لینک موافقم. از آشنایتون خوشحال شدم

سالک

سلام دوست عزیز زیبا نگاشتید و کلامتان بر جان و دل خانه و کاشانه گماشت. زیبایی مظروف است و ظرف ها آلوده اند. در عوالم هسیتی خط مستقیمی از تعادل جاریست که لغزشها در آن زشتی و زیبایی را رقم می زنند.

سهیل خان

سلام دوست خوبم. ممنونم که بهم سرزدی. وب بسیار باحالی داری. منو با اسم " عشق یعنی کشک " بلینک. باهر اسمی که میخای بگو تا با کمال افتخار لینکت کنم.

مهرداد

آفرین خیلی عالی بود ای کاش مردم در قضاوت اینقدر عجله نمی کردند

موعود

سلام یک تلنگر به همین سادگی..... ازت ممنونم بهم سر بزن و نظرتو راجع به وبلاگ خواهرانه بگو نظرتونم راجع به تبادل لینک بگین[گل]