الاغ پیر

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی میفته تو ییک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره .برای اینکه حیون بیچاره زیاد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصمیم گرفتن  چاه روبا خاک پر کنن تا الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هربار خاکهای  روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا میآمد سعی میکرد بره روی خاک ها .

 روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغبیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه داد تا اینکه به لبه یچاه رسید و بیرون اومد .

مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم . اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
کوروش

سلام. عجب حکایتی... میدونی!!! گاهی وقتا مشکلات اونقدر بزرگه که وقتی مثل خاک به سر آدم میباره ، یهو زیرش له میشیم

مهرداد

سلام مینا خانم سال نو شما هم مبارک باشه و سراسر شادی و سلامتی و موفقیت! سپاس از اینکه خبرم کردی و معذرت بخاطر دیر خدمت رسیدن. آخه دیشب از سفر رسیدم و نزدیک 10روز اینترنت در اختیار نداشتم. این حکایت هم خیلی جالب بود. گرچه در زندگی واقعی شاید نشه تموم مشکلات رو به نردبان بالا رفتن مبدل کرد اما از یه الاغ کمتر تلاش کردن واسه یه انسان زشت و غیر قابل قبوله[گل]

همایون

سلام سال نو و بهار نو مبارک بادت